سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
مهربونی


مهربونی

با کشیدن آه از دل


و ها کردن پنجره دل خوش کرده بودم


...


چند روزیست پنجره گشودم، هوای تازه آمده


نه نیازی به آه و نه نیازی به ها


...


باران ببار 


 




نویسنده : فرشته مهربون » ساعت 3:34 عصر روز شنبه 26 فروردین 91


در روزگار غریب عاشقی


به یادت هستم


در گذر ایام سرد پر هیاهو


به یادت هستم


در کوچه پس کوچه خیالم


به یادت هستم


در عبور صدای بی صدایی


به یادت هستم


....


اصلا به یادت هستم کلا


می دونم تو نیستی .ولی من هستم


...


هی با تو هستم


روح سرگردانم


یه کم تو هم به یادم باش :)



نویسنده : فرشته مهربون » ساعت 5:31 عصر روز یکشنبه 14 اسفند 90


بایست



دستور عاشقی


 


فقط یک بار ایست کردی دستی مهربان  ضامنت شد


من خیلی وقت است می خواهم بایستم


زمان بیشتر از من می دود


 


شاید اینبار آمدم


قدم هایم


بی سرعت زمان باشد


شاید اینبار آمدم


ضامنم شدی...


شاید...


مهربان ترین



نویسنده : فرشته مهربون » ساعت 11:42 عصر روز پنج شنبه 24 آذر 90


طنین صدایی مهربان


نوازش دستی آسمانی


دلی تنگ


چشمانی گریان


غمی تا ابد


 



روزگاری کثیف


دلی پر از آه


نگاهی پر از سکوت


آسمانی ...نه آبی


دریا پر از کوسه


زمان پر از ساعت های کوک شده


خیابان پر از نگاه های مرموز


بغضی آماده ....


گریه...


غم...


تاریکی...


پس کو مهربانیت


نشانی خانه مهربانی را گم کرده ایم...



نویسنده : فرشته مهربون » ساعت 10:57 صبح روز چهارشنبه 23 آذر 90


کسی می گوید او می آید...


در پشت پنجره خیالم


نگاهم


دیدار را تماشا می کرد....


کسی آرام گفت: او می آید


چشم براهم...




نویسنده : فرشته مهربون » ساعت 12:2 صبح روز دوشنبه 21 آذر 90