با کشیدن آه از دل
و ها کردن پنجره دل خوش کرده بودم
...
چند روزیست پنجره گشودم، هوای تازه آمده
نه نیازی به آه و نه نیازی به ها
...
باران ببار












با کشیدن آه از دل
و ها کردن پنجره دل خوش کرده بودم
...
چند روزیست پنجره گشودم، هوای تازه آمده
نه نیازی به آه و نه نیازی به ها
...
باران ببار

در روزگار غریب عاشقی
به یادت هستم
در گذر ایام سرد پر هیاهو
به یادت هستم
در کوچه پس کوچه خیالم
به یادت هستم
در عبور صدای بی صدایی
به یادت هستم
....
اصلا به یادت هستم کلا
می دونم تو نیستی .ولی من هستم
...
هی با تو هستم
روح سرگردانم
یه کم تو هم به یادم باش :)
بایست
دستور عاشقی
فقط یک بار ایست کردی دستی مهربان ضامنت شد
من خیلی وقت است می خواهم بایستم
زمان بیشتر از من می دود
شاید اینبار آمدم
قدم هایم
بی سرعت زمان باشد
شاید اینبار آمدم
ضامنم شدی...
شاید...
مهربان ترین
طنین صدایی مهربان
نوازش دستی آسمانی
دلی تنگ
چشمانی گریان
غمی تا ابد

روزگاری کثیف
دلی پر از آه
نگاهی پر از سکوت
آسمانی ...نه آبی
دریا پر از کوسه
زمان پر از ساعت های کوک شده
خیابان پر از نگاه های مرموز
بغضی آماده ....
گریه...
غم...
تاریکی...
پس کو مهربانیت
نشانی خانه مهربانی را گم کرده ایم...
کسی می گوید او می آید...
در پشت پنجره خیالم
نگاهم
دیدار را تماشا می کرد....
کسی آرام گفت: او می آید
چشم براهم...
